متن و حاشیه کارنامه مهران مدیری

مطلبی ازروزنامه اعتماد:

متن و حاشیه کارنامه مهران مدیری

مرد هزار چهره




................. مهران موسوی خوانساری?



صحبت کردن درباره مهران مدیری و کار های تلویزیونی او کار چندان ساده یی نیست. از یک طرف در نظر گرفتن اقبال عمومی به او و کارهایش و از سوی دیگر وجود برخی پیچیدگی های خاص در آثار تولید شده توسط وی می تواند گفتن و نوشتن را درباره مدیری به کاری ظریف و حساس بدل کند. با این حال نمی توان چشم ها را بست و از مدیری چیزی ننوشت چرا که هر چه باشد او بیش از یک دهه است به نماد طنز در تلویزیون ما تبدیل شده و توانسته در وانفسایی که بسیاری از گروه های طنز یکی یکی می آیند و می روند همچنان بماند و نرود و از چشم ها نیز نیفتد.

پس با این حساب باید از نقش مدیری در متحول کردن بینش تلویزیون نسبت به طنز گفت و نوشت، حتی اگر قرار باشد نگاه انتقادی به آثار او را نیز همیشه در نظر داشت. به واقع بیراه نیست اگر گفته شود مهران مدیری جزء معدود شخصیت های تلویزیونی است که از چنان وجهه مقبولی در میان مردم برخوردار شده است که شبکه های مختلف هر زمان و به هر دلیلی که از کاهش مخاطبان خود دل نگران می شوند دست به دامن او شده و سفارش کاری را به وی می دهند تا بتوانند به نوعی آن کمبود مخاطب را جبران کنند. اما این اعتبار برای این کارگردان طنز چندان ساده به دست نیامده است. در حقیقت ورای جنبه های احساسی قضیه باید به این نیز اندیشید که اصولاً چه چیزی در جنس بازی یا کارگردانی مدیری نهفته است که می تواند برای مدت ها بیننده آثارش را از خود راضی نگاه دارد؟ به عبارت دیگر مدیری چه کاری اضافه بر سایر طنزپردازان و مجموعه سازان تلویزیونی انجام می دهد که بعد از این همه سال هنوز توانسته بینندگانش را حفظ کند در حالی که آن سایرین نتوانستند چنین کنند؟ برای پیدا کردن پاسخ این سوالات باید اندکی به گذشته بازگشت و سیر تحولی آنچه را که منجر به پیدایش پدیده یی به نام مهران مدیری شد واکاوید تا آنگاه بتوان در لابه لای این کاویدن به پاسخ آن سوالات نیز دست یافت.

شاید برای جوان ترهایی که امروزه 24 ساعته پای شبکه های تلویزیونی داخلی، انواع برنامه های تولیدی و عاریه یی، را در قالب ها و ژانر های مختلف به تماشا می نشینند باور این نکته اندکی دشوار آید که روزگارانی همین تلویزیون فقط دو شبکه داشت و برنامه هایش هم از 4 بعدازظهر شروع می شد و تا 12 شب نیز به پایان می رسید؛ زمان محدودی که سعی می شد طی آن برنامه هایی به نمایش درآید که متناسب با حال و احوال همان روزگاران پیش رود تا لذت بخش شود. پنجشنبه ها که تلویزیون یکی دو ساعت زودتر از معمول، پخش خود را آغاز می کرد تا خرق عادتی رخ داده و برنامه گزارش ورزشی در برهوت پدیده یی نامانوس به نام پخش مستقیم، خبر از رویداد های ورزشی ایران و جهان دهد.

در این شرایط که پربیننده ترین برنامه ها ختم می شد به همین گزارش ورزشی و فیلم های سینمایی جمعه بعدازظهر های شبکه اول و ورزش و مردم یکشنبه شب ها، برنامه یی هم پخش می شد به نام جنگ هفته که انگار زمان پخشش جمعه ها بود، حول و حوش ساعت چهار و پنج عصر از شبکه اول. در این برنامه که شکل گرفته از آیتم های مختلف بود (یا سعی می کرد چنین شکلی بگیرد)، یکی هم بخشی بود نمایشی و در قالب طنز که تحت عنوان «عبدلی و آمیرزا» دست به هر کاری می زد تا در لوکیشنی محدود و تنها با دو بازیگر اصلی و به یاری طنز کلامی (آن هم از نوع بسیار سنگینش،) مخاطب را بر سر ذوق آورد.

البته پیش از آن رادیو سعی می کرد اندکی پیشگام تر عمل کند آن هم با «صبح جمعه با شما»ی معروف که در آن، آمیخته یی از پیشکسوتان عرصه صدا با جوانان تازه به میدان آمده تمام تلاش خود را به خرج می دادند تا برای چند ساعتی صبح جمعه مفرحی را برای شنوندگان شان خلق کنند. این هنرمندان عمدتاً صداپیشه در حالی طنازی در کلام را پیشه خود ساخته بودند که نیک می دانستند رادیو می تواند عرصه مناسبی برای بروز خلاقیت شان باشد، اما مشکل از آنجا آغاز شد که سیماییان هم به این پندار افتادند که باید از این سبک طنز رادیویی در تلویزیون هم استفاده کرد تا نتیجه پس از اجرا، آن شود که دو بازیگر در صحنه یی با دکوری که سر و تهش با یکی دو میز و صندلی و قاب عکس به هم می رسید در فاصله انگار چند سانتیمتری دوربین، یکریز حرف بزنند و سعی کنند تا بلکه مخاطب شان به این حرف زدن ها، اقبالی و روی خوشی نشان دهد. البته تنها این کاراکتر های تکراری و یکنواخت نبودند که به طنز در تلویزیون معنا می دادند چون حکایت حرکت آن روزگاران سیما عمدتاً تابعی از فرمول ها و دستورالعمل های رادیویی بود تا توجه به قدرت مستقل و جادویی قابی به نام تلویزیون. چه، هنوز کسی را از این قدرت خبری نبود. اما در هر حال آن گونه که پیشتر آمد، مهم توجه به همان اصل ماجرا بود یعنی روی خوش نشان دادن تلویزیون به مقوله یی به نام طنز آن هم فارغ از آنکه در آن مقطع زمانی و شرایط جامعه چندان بتوان وقعی بر کیفیت آثار ارائه شده نهاد چرا که اولویت در آن روزها نه بر کیفیت، که حول محور کمیت می چرخید.

نوروز 72 یک اتفاق بزرگ

همزمان با فرا رسیدن سال 1372، در رویه پخش آثار طنز تلویزیونی هم نقطه عطفی به وجود آمد، چه در نوروز آن سال برنامه یی از شبکه اول روی آنتن رفت که عملاً هر آنچه را تا پیش از آن طنز شناخته می شد به حاشیه راند تا خود سنگ بنایی را پایه گذارد که هنوز هم پس از 15 سال، مبنای کار طنز در تلویزیون را شکل می دهد. مجموعه «نوروز 72» و آنگاه «پرواز 57» (که بهمن ماه همان سال و به مناسبت ایام دهه فجر پخش شد) توانست با تکیه بر بینش نو چند نویسنده و بازیگر جوان به مسائل روز جامعه، آن گونه شیوه و مسیری را برای طنز های تلویزیونی تعریف کند که تا پیش از آن نه سابقه داشت و نه اصولاً کسی برای موفقیتش در مقابل طنز های رادیویی شانسی قائل می شد. اما در هر صورت این اتفاق افتاد تا بینندگان فراوانی به تدریج با چهره ها و اسامی جدیدی آشنا شوند که سعی می کردند موقعیت های کمیک را نه با لودگی که بعضاً با جدی ترین شیوه های اجرا به مخاطب خود عرضه کنند و این در حالی بود که طنز های کلامی آنها نیز تفاوت عمده یی با آن بازیگران رادیویی داشت. از جمله در همین برنامه ها بود که بیننده تلویزیونی خود را با نامی مواجه دید که شوخی با برنامه های مسابقه هفته، هنر هفتم و گویندگان اخبار را چنان اجرا می کرد که تضاد آن شوخی با نفس جدی بودن این برنامه ها نسبتی را حاصل می آورد که نتیجه چیزی جز خنده نباشد.



ساعت خوش مهران مدیری

اگر چه مجموعه «نوروز 72» آغاز کار جدی مهران مدیری در عرصه طنز محسوب می شد اما اتفاق بزرگ تر قرار بود تا یک سال بعد به وقوع پیوندد، آن زمان که خوش فکرترین و مستعدترین های «نوروز 72» چه در قالب نویسنده و چه در قالب بازیگر به همراه جمعی دیگر از بازیگران، با همان مدل بازی های ارائه شده در «نوروز 72 » به کارگردانی مهران مدیری بانی مجموعه یی هفتگی شدند که بدون تردید نقطه اوج مجموعه های طنز در تلویزیون محسوب می شد. «ساعت خوش» (و سال خوش که چند ماه بعد در ایام تعطیلات نوروز 1374 هر روز پخش می شد) به نویسندگی ارژنگ امیرفضلی، داریوش موفق، رضا عطاران و داود اسدی مهم ترین عرصه بروز خلاقیت های مدیری در مقام کارگردان تا آن زمان بود که بی پروا هر آنچه را که تا پیش از آن طنز خوانده می شد به کناری وانهاد تا خود را به عنوان جریان ساز «طنز پیشرو» در تلویزیون معرفی کند.

البته این ویژگی خاص مدیری در نفی راه گذشتگان در وادی طنز و انتقاد از آنها موجب بروز کدورت ها و عکس العمل های تندی از جانب آنان نیز شد، آن گونه که مثلاً برنامه صبح جمعه با شمای رادیو به کارگردانی منوچهر نوذری که به هدف اصلی مدیری و گروهش بدل شده بود بسیار تلاش کرد تا با عمل متقابل در جهت خنثی سازی آن حملات برآید اما عملاً در این راه ناموفق نشان داد تا مجموعه ساعت خوش (و بعدها سال خوش) با قدرت به راهش ادامه دهد. غافل از آنکه قرار است این گروه موفق، خودشان به دست خود همان کاری را کنند که رقبا مدت ها بود در آرزویش به سر می بردند.

سربلندی در شکست

«... مورد دیگر هم به مسائل شخصیتی و فردی بچه ها غبازیگران ساعت خوشف برمی گردد. بعضی شان خودشان را از بین بردند، با این باور غلط و با این تفکر که به نقطه اوج رسیده اند و قله را فتح کرده اند. این نگاه در کار هنری، نگاهی است که آدم را در هر مقطعی بر زمین می زند.» 10 سال پس از پخش مجموعه ساعت خوش از تلویزیون، مهران مدیری در گفت وگو با یکی از نشریات سراسری کشور با بیان این جملات، پرده از واقعیتی تلخ برداشته و در حقیقت علت اصلی شکست برنامه ساعت خوش را به وضوح بیان می کند. هر چند نباید در آن سقوط بزرگ از نقش بسیار موثر و غیر قابل انکار انواع نشریات زرد در به دام انداختن عوامل اصلی آن مجموعه هم غافل شد؛ امری که موجب ممنوع الکار شدن و آنگاه به حاشیه رفتن بسیاری از ساعت خوشی ها برای مدتی طولانی شد.

اما با این اوصاف مدیری با دستچین کردن آن نویسندگان و بازیگران جوان توانست تاثیر خود را در تولید مجموعه های طنز به صورتی جدی بر جای بگذارد تا جایی که بسیاری، طنز در تلویزیون را به قبل و بعد از ساعت خوش تقسیم می کنند. آنچه مسلم است اینکه اگر این انتخاب های بجا و شایسته در مورد آن برنامه و نیز بسیار بعدتر درباره «جنگ 77»، «ببخشید شما»، «پاورچین»، «شب های برره» و... اتفاق نمی افتاد، بدون شک این برنامه ها نیز به سرنوشت سلفان خود دچار می شدند آن گونه که در تمام طول این سال ها از سال 1372 تاکنون انواع مختلف برنامه های طنز با گروه های مختلف وارد چرخه مخرب «تکرار - فراموشی» شدند تا عملاً چیزی از آنها در یادها باقی نماند. در واقع شخصیت پردازی مناسب در کار های مدیری باعث می شود از ابتدا در پشت هر شخصیت آفریده شده یی توسط او و تیم نویسندگانش حرف ها و نکته های فراوانی نهفته باشد آنچنان که فراموشی آن شخصیت اصولاً نه ساده است و نه میسر. البته در این میان نمی توان به سادگی از تاثیر بازیگران انتخاب شده در آفریدن آن شخصیت ها نیز گذشت. بدون شک یکی از نقاط قوت مدیری انتخاب بازیگر برای ایفای نقش در مجموعه هایی است که او کارگردانی آنها را بر عهده دارد. حال این نقش ها چه در مقام شخصیت باشد و چه در مقام تیپ، نتیجه یکسان بوده و آن ماندگاری بسیاری از این نقش پردازی ها در اذهان است. خود مدیری در این رابطه می گوید؛ «همیشه سعی کرده ام بازیگرانی را بیاورم که خصوصیات خودشان را بازی کنند. آدم هایی باشند که ریتم درونی شان، ریتم درستی باشد. دائم می گویم بازی نکنید... مگر اینکه قرار باشد تیپ سازی کنیم که در این مورد هم بازی کردن حدی دارد. تیپ سازی هم باید به خورد شخصیت برود تا بیننده فکر نکند که با یک تیپ طرف است.» در حقیقت مدیری شیوه یی را در بیان طنز برگزیده است که بازیگرانش فارغ از ظرافت های بازیگری به نوعی خود را تکرار می کنند. به عبارت دیگر، مدیری به نقش آفرینان انتخابی اش آموخته که باید در مقابل دوربین آن گونه عمل کنند که شخصیت، رفتار و منش آنها چنین اجازه یی را به آنها می دهد و به همین دلیل است که مثلاً محمدرضا هدایتی معمولاً شخصیت های جدی و قاطع را بازی می کند و سیامک انصاری مرز میان شوخی و جدی را همیشه کم رنگ نگاه می دارد تا این اثبات همان حرف مدیری باشد که بازیگر باید خصوصیات خودش را بازی کند. البته حتماً خود مهران مدیری هم واقف است که استفاده از این شیوه، در صورت عدم نوآوری منجر به پدیدار شدن همان چرخه باطل «تکرار- فراموشی» خواهد شد که حاصل آن در بلند مدت چیزی جز شکست برای بازیگر و البته کارگردان نخواهد بود.

مهم، نیاز مخاطب است

چهار سال پس از ماجرا های دامنه دار و جنجالی که پس از پخش مجموعه ساعت خوش بر سر این برنامه آمد و پس از آنکه قرار شد مطابق با سیاست های جدید مدیران تلویزیون، یک شبکه دیگر به هدف پخش برنامه های عامه پسندتر به دو شبکه قبلی اضافه شود، دوباره سر و کله مهران مدیری و البته این بار با گروهی جدید پیدا شد تا شبکه جدیدالتاسیس 3، ساعت 10 هر شب برنامه یی را روی آنتن برد که برای مدت ها یکی از پربیننده ترین برنامه های تلویزیون محسوب می شد.

جنگ 77 که نخستین مجموعه طنز روتین شبانه در سیما بود همزمان با اتهامات یک هفته نامه پیرامون پرونده یی معروف درباره مهران مدیری، در ابتدا با پخش آیتم های محدود نمایشی با حضور خود مدیری به همراه لاله صبوری و بعدها جواد عابدی در لابه لای مصاحبه های مردمی و حرف های ملال آور یک مجری پخش خود را آغاز کرد اما از پائیز سال 77 با تغییر رویه و تحت کارگردانی مهران مدیری تبدیل به یکی از محبوب ترین سریال های طنز در تلویزیون شد.

بده بستان های کلامی و جذاب مدیری با لاله صبوری به همراه تکیه کلام هایی که تا مدت ها ورد زبان مردم کوچه و بازار بود، به همراه معرفی تیمی جدید از نویسندگان و بازیگران جوان عرصه طنز، از مهم ترین و تاثیرگذارترین نقاط قوت این مجموعه به حساب می آمد.

مدیری همچنین در جنگ 77 با درگیر کردن تماشاگران با عوامل پشت صحنه و نیز کات ندادن های متعدد در زمان هایی از ضبط که تا پیش از آن از تابو های نشکن پخش های تلویزیونی به حساب می آمد توانست بدعتی جدید را در زمینه طنز در سیما به وجود آورد که تا امروز نیز توسط خود او و به صورت ضعیف تر توسط گروه های دیگر همچنان تکرار می شود. در این شیوه، برقراری ارتباط مستقیم با بیننده فارغ از آن حد و حدود های حرفه یی کار نمایش منجر به این می شود که تماشاگر نزدیکی بیشتری با عوامل اجرایی مقابل یا پشت دوربین در یک مجموعه تلویزیونی احساس کند و در نتیجه روز به روز بر بینندگان آن مجموعه اضافه شود. موضوعی که به نظر می رسد با درک صحیح مدیری از نیاز مخاطب یکی از عواملی باشد که موجب شده او بتواند پس از سال ها همچنان یکه تاز برنامه های طنز در تلویزیون باشد.

مهران مدیری همواره نشان داده است که در شناخت سلیقه مخاطب به بیراهه نمی رود. او سعی می کند از همه لوازم موجود در دسترسش جهت حرکت در مسیری استفاده کند که مطابق با خواست و سلیقه مخاطب برنامه هایش باشد. بر همین اساس است که نگرانی از تغییرات چندباره در طول پخش یک مجموعه توسط او، راه به جایی نمی برد چرا که مدیری قرار است همه چیز را براساس نیاز مخاطب بسنجد تا این موضوع بشود یکی از اصلی ترین تفاوت های او با سایر همکارانش که انگار بیشتر به خود فکر می کنند تا تماشاگرشان.

با مدیری معروف شوید

نکته قابل توجه دیگر در سبک کار مهران مدیری، توجه به بازی بازیگرانی است که او آنها را انتخاب می کند. بدون شک اغراق نخواهد بود اگر گفته شود عمده این بازیگران تا زمانی که تحت کارگردانی مدیری به ایفای نقش می پردازند تبدیل به چهره های مطرح و محبوب تلویزیونی می شوند، اما پس از آنکه خود مستقیماً تصمیم به ورود به وادی بازیگری یا کارگردانی می گیرند آنگاه از آنها چندان خبری نخواهد بود تا آن محبوبیت پیشین این بار تکرار نشود.

نیما فلاح، جواد عابدی، لاله صبوری، یوسف صیادی، نصرالله رادش، نادر سلیمانی، رابعه اسکویی، رامین ناصرنصیر و بسیاری دیگر تنها زمانی توانستند در نظر آیند که در گروه مهران مدیری به ایفای نقش یا نویسندگی پرداختند و جز این کسی از آنها چیز چندانی به خاطر ندارد. هر چند در این میان استثناهایی نیز به چشم می خورند، از جمله جواد رضویان، سروش صحت، مهران غفوریان، حمید لولایی و رضا عطاران که شاید این آخری را بتوان از موفق ترین نفراتی دانست که با خروج از گروه مدیری توانست در هر دو عرصه بازیگری و کارگردانی همچنان در اوج باقی بماند. اما آن دیگران اگرچه موفقیت های مقطعی به دست آوردند ولی نتوانستند به نقطه اوج خود که زمانی در گروه مدیری به آن رسیده بودند دست یابند.

به طور کلی این نکته قابل بررسی است و هنوز هم می توان بسیار در این مورد گفت ولی در هر صورت باید پذیرفت که هر علتی در بیان این موضوع نهایتاً به یک نقطه واحد ختم خواهد شد و آن هم آنگونه که آمد همان نقش موثر مهران مدیری در پرورش و پردازش شخصیت هایی است که قرار است به عنوان نماد بیرونی روحیات این بازیگران عمل کند.

معرفی نویسندگان پیشرو

روند کار های مدیری پس از «جنگ 77» تاکنون توام با فراز و فرودهایی بوده است. اگر از طرفی مجموعه های «پلاک 14» و «90 شب» نتوانست چندان تحسینی را برانگیزد، اما ساخت مجموعه «پاورچین» در زمستان 1381 و آنگاه بسط هسته اصلی آن و مجموعه «شب های برره» بدون شک بهترین سریال های طنز شبانه پس از انقلاب را رقم زد. بیان صفات، خلقیات و روابط همان انسان ها از زبان کاراکتر های متعلق به ناکجاآبادی به نام برره آنچنان مورد استقبال واقع شد که مجموعه پاورچین و چند سال بعد شب های برره را به یکی از پربیننده ترین برنامه ها در تلویزیون بدل کرد و باعث شد بازیگرانی مانند جواد رضویان و خود مهران مدیری یکی از بهترین بازی های عمر خود را به نمایش گذارند.

شخصیت هایی مانند طغرل، داوود، فرهاد، رئیس و. . . در این دو مجموعه (و علی الخصوص در پاورچین) چنان پرداخته شده بودند که هنوز هم پس از مدت ها که از پخشش می گذرد می توان درباره آنها به بحث نشست. اما سمت دیگر ماجرای خلق این شخصیت ها، توام با معرفی یک نویسنده نوگرای دیگر توسط مهران مدیری بود. انتخاب پیمان قاسم خانی که نامش با مجموعه پاورچین بر سر زبان ها افتاد یک بار دیگر تایید همان اصلی بود که پیش از آن درباره داوود اسدی، رضا عطاران، سروش صحت و ارژنگ امیرفضلی اتفاق افتاده بود. در حقیقت مهران مدیری نه فقط در عرصه بازیگری که در وادی نویسندگی نیز می تواند به سکوی پرش جوانان هنرمند بدل شود، آنچنان که قاسم خانی امروز یکی از فیلمنامه نویسان مطرح کشور نیز محسوب می شود.

به هر روی حضور قاسم خانی در گروه مدیری با شیوه خاصی که او در انتقال مفاهیم طنزگونه به مخاطب دنبال می کند از همان پخش پاورچین، نوید ورود نسل دیگری از نویسندگان طنز پیشرو را در تلویزیون داد که قادرند با نوآوری های خود بر تعداد بینندگان مجموعه های تلویزیونی بیفزایند.

مرد هزار چهره یی که گریست

آخرین مجموعه ساخته شده توسط مهران مدیری را می توان سرآغازی دیگر برای فعالیت های او دانست که ممکن است موجب شود مدیری سبک کاری خود را در تلویزیون سر و سامانی دیگر دهد. «مرد هزار چهره» عرصه تجربه یی جدید برای مدیری در کار ساخت مجموعه های طنز بود، چه او با بهره جستن از فضا های مختلف به منظور فیلمبرداری و داستانی متمایز از همه تجربه های پیشینش، به همراه یاری گرفتن از بازیگران حرفه یی سینما، در واقع هوشمندی خود را در جهت تشخیص بجا از سلیقه مخاطب به نمایش گذاشت. این هوشمندی به خصوص آنجا نمود دارد که بدانیم مدیری هیچ گاه ابایی از این نداشته است که توان بازیگری خود را تحت الشعاع حضور بازیگران جوان یا حرفه یی دیگری قرار دهد. در واقع مهران مدیری نگران دیده نشدن نیست چرا که به خوبی می داند در هر حال تماشاگر او را نیز زیر نظر دارد و بنابراین تلاش می کند سنگینی مجموعه هایی را که می سازد میان بازیگرانش تقسیم کند. اتفاقی که تاکنون به وفور افتاده و در مرد هزار چهره نیز به همین ترتیب رخ داد، با این تفاوت که اگر این اقدام در مجموعه های پیشین موجب جلوه گری بیشتر بازیگرانی می شد که تا آن زمان از شهرت کمتری برخوردار بودند، اما در این سریال آخری، بازیگران حرفه یی سینما و تلویزیون توانستند این بار را بر دوش کشند.

اما این، همه آن چیزی نیست که مدیری در این مجموعه از خود به نمایش گذاشت، بلکه مرد هزار چهره را می توان به نوعی حدیث نفس این طنزپرداز نیز دانست که شاید برای نخستین بار از سال 1372 تاکنون باشد که بر زبان وی جاری می شود. مهران مدیری در این سریال و در مقابل دوربین های تلویزیونی گریست تا بیانیه یی را ( و نه دفاعیه، که او بی دفاع است) با آن چشمان اشکبار و در حالی که کوچک ترین رگه یی از بازی کمدی در چهره او نمایان نبود، بخواند که در حقیقت حکایت به محاکمه کشاندن روزگاری است که باعث شده او ناخواسته وارد عرصه طنز شود. این یعنی همان حدیث نفس، یعنی همان شکایت از خود و همان به محاکمه کشیدن خود. اما نقش مدیری در این مجموعه هم در جایگاه شاکی است و هم متهم. او از سویی چرخ دوار این دنیا را به محاکمه می کشد که چگونه او را به اشتباه به عرصه طنز کشاند در حالی که خود هیچ گاه علاقه اش را به کار در فیلم ها و مجموعه های جدی (کارگردانی یا بازیگری) پنهان نکرده است و از سویی دیگر حال که در کار طنز به بلوغ قابل تحسینی رسیده چنان نگران شده است که خود را بر مسند اتهام نیز می نشاند. او می گرید، بیانیه می خواند و عذرخواهی می کند از مردمی که هر بار با چهره یی جدید باعث فریب شان شده است در حالی که تاکید می کند همان مردم هم در این زمینه مقصرند چون به خود قبولانده اند که مهران مدیری را تنها باید در عرصه طنز دید نه جایی دیگر. اشک های مدیری یعنی احساس گناه از جانب طنز پردازی که می پندارد هیچ سنخیتی با خندیدن و خنداندن ندارد. اما انگار باید فعلاً چنین کند چون ناچار است، پس چه بهتر که خود را به محاکمه کشد و شکایت کند از این اشتباه ناخودآگاه در ورودش به دنیای طنز. به هر حال با تمام این اوصاف باید بر یک نکته معترف بود و آن اینکه مهران مدیری در کشور ما بی گمان یک طنزپرداز مولف محسوب می شود. او طنز را می شناسد، به سلیقه مخاطب احترام می گذارد و همواره سعی می کند از سقوط به وادی تکرار بپرهیزد. با در نظر گرفتن این خصلت مدیری، باید اذعان کرد که او در طول تمام این سال ها مرتباً به نوآوری اندیشیده است. این موضوع توام با یاری جستن از قدرت نویسندگانی خوش ذوق باعث شده است مهران مدیری خود را ماندگارتر از رقبایش نگاه دارد، چه از ترکیب آن نویسندگان با این کارگردان، معمولاً نتایج دل انگیزی حاصل شده است که عمدتاً موجب خشنودی بیننده هم می شود. پس باید به مدیری احترام گذاشت و هنر او را ستود حتی اگر خودش هم چندان دل خوشی از ساخت یا بازی در مجموعه های طنز نداشته باشد. اما در عین حال باید هشدار داد که همیشه نقاط قوت می توانند تبدیل به نقاط ضعف شده و سقوط هنرمندی را رقم زنند و این برای آنها که نقاط قوت شان بیشتر است خطرناک تر می نماید چون زنگ های خطر برایشان زودتر به صدا درمی آید.

برای دیدن بقیه مطالب روی لینک های زیرکلیک کنید:


همان که بود
چالش مردهزارچهره
این هم ازبدشانسی ماست !

داستان مردبازیگوش

   + نازنین - ۱:۱٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٧