به بهانه اتمام مردهزارچهره...

بالاخره پرونده اخرین کارمهران مدیری مردهزارچهره در۱۳ قسمت بسته شد.
مهران مدیری یکباردیگه ثابت کردمقوله طنزرابه خوبی می شناسد وخلاقیت ونوآوری وی دراین عرصه پایان ناپذیراست....
متن زیرنوشته دوست خوبم کتایون به بهانه اتمام مجموعه مردهزارچهره ست که لطف کردومتنش روبه من دادتاتوی وبلاگ بذارم:

فرشته ی عدالت
مرد هزارچهره یکی از معدود آثار نمایشی بود که درطول زندگی دیدم و خیلی روم اثر گذاشت.نه فقط چون کارگردانش مهران مدیری بود.نه فقط چون پر از حرف های مگو بود.نه فقط چون صادقانه روایت شده بود.به خاطر طنز تلخ و پنهانش دوستش داشتم.اون سکانس ورودی دادگاه که یک بار در قسمت اول و یک بار در قسمت آخر نمایش داده شد و بهمون تلنگر زد که زود و راحت قضاوت نکنیم.که لا اقل پای حرف کسانی که بارها و بارها در زندگی متهمشون کردیم بشینیم.همه آدمها با هر گناهی کوچیک یا بزرگ ، بی دفاع اما قابل دفاع اند.یادمون انداخت که همه اشتباهات رو یک نفر به تنهایی انجام نمی ده.وقتی گناهی اتفاق می افته یا جرمی واقع می شه همه ی آدمهای روی زمین هم با مجرم اصلی گناهکارن. این دروغ نیست.عین واقعیتیه که همه مون توی جامعه می بینیم و مرد هزار چهره خیلی شیرین ، تلخیشو بهمون چشوند: "...من تقاص اشتباه های دیگران و بازیگوشی خودم رو پس می دم..."مدتهاست درباره آثار مدیری چیزی نمی نویسم چون معتقدم کارهای مدیری خود به تنهایی گویای همه چیزه.اما دیشب وقتی سکانس دفاعیه آخر مسعود شست چی رو تماشا می کردم، یه چیزی از درون ذهنم رو قلقلک داد و حس کردم خیلی تشنه ی نوشتن درباره این سریال ام.
قضاوت یکی از اون موضوعاتیه که همیشه توی آثار نمایشی بهش پرداخته شده.این " از یک زاویه دیگه دیدن " یا به قول سهراب " جور دیگر دیدن" خمیرمایه اصلی پرداختن به این موضوعه.این که خیلی از ما شاکی هستیم و در عین حال متهم.و تنها کسی که توانایی دادگری بین ما آدمها رو داره ذات عادل پروردگاره.اگر گناه غیبت و تهمت در همه ادیان این قدر مذموم و ناپسنده، قطعا مبین همین معناست.
روی دیوار بزرگ  کاخ دادگستری کل تهران یک فرشته نابینا با ترازویی در دست و دو شاکی (یا شاید متهم!) که به پای او افتاده اند روی سنگ کنده کاری شده.فرشته ای که فقط می تونه بشنوه...
کتایون

گزارش زیرهم ازخبرگزاری برنانیوزگرفته شده درباره پایان مجموعه مردهزارچهره:
مرد هزار چهره سانسور شد


در حالیکه قبل از تحویل سال نو، تهیه کننده و عوامل سریال "مرد هزار چهره" از 15 قسمتی بودن این مجموعه طنز خبر داده بودند، این مجموعه سیزدهم فروردین با یک پایان بندی عجولانه به پایان رسید.

به گزارش باشگاه جوانی خبرگزاری برنا، سریال "مرد هزار چهره" که امسال با طنزی انتقادی و حسابشده در صدر مجموعه های طنز و پرمخاطب طنز تولیدی شبکه های مختلف سیما قرار گرفت، با سانسور پخش مواجه شد.

بنا بر این گزارش برخی شواهد حاکی از حذف قسمت هایی از سریال مرد هزار چهره به کارگردانی مهران مدیری است که در طول ایام عید از شبکه سوم سیما پخش می شد و با انتقاداتی وارد به مجموعه مدیریت در کشور، نکات قابل تاملی را در حوزه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، انتظامی و حقوقی مطرح کرد.
بنابر گزارش برنا، تهیه‌کننده مجموعه مرد هزار چهره در گفتگو با خبرگزاری ها و پیش از آغاز سال 1387 در مورد این مجموعه گفته بود: این سریال تلویزیونی که در 15 قسمت 45 دقیقه ای برای پخش در ایام نوروز از شبکه 3 سیما تهیه شده است.
همچنین در گزارش پیش از نوروز همشهری آن‌لاین نیز درباره این مجموعه طنز با اشاره به بازی مهران مدیری در بیش از 10 نقش متفاوت در این مجموعه آمده بود: خمسه در این مجموعه نقش رئیس باند مافیا با نام «قداره بندیان» _ که بعدها به قزاقه مندیان - را برعهده دارد. شخصیتی که در قسمت‌های "دوازدهم تا چهاردهم" در مجموعه حضور خواهد داشت.
بنا بر گزارش برنا، همه این موارد و برخی موارد دیگر که در زمان پخش شاهد آن بودیم؛ مانند کاهش زمان پخش برخی قسمتها به 35 دقیقه و همچنین تکرار بیش از حد قسمت های قبل در قسمت های جدید، این شائبه را در میان افکار عمومی ایجاد شده است که این مجموعه بنا بر دلایلی از جمله برخی انتقادات، کوتاه شده و در 13 قسمت پخش شد.
مضاف بر اینکه در تیتراژ این مجموعه نام افرادی چون محمدرضا حسینیان و اکبر قدمی دیده می شد که هرگز در سریال از آنها اثری دیده نشد.
هنوز بازتابی از سوی مدیران شبکه سوم و همچنین عوامل تولید این مجموعه نسبت به این تغییرات و حذفیات در رسانه ها منتشر نشده است. شایان ذکر است طنز موجود در مجموعه "مرد هزار چهره" که توسط تیمی از نویسندگان زبده طنز در کشور به سرپرستی پیمان قاسم خانی به نگارش در آمده بود، طنزی فاخر، انتقادی و بدور از لودگی های مرسوم در برخی مجموعه های طنز تولیدی در تلویزیون بود.


وهمچنین مطلبی ازروزنامه قدس :
به بهانه تماشای «مرد هزار چهره» ساخته مهران مدیری؛ من بی دفاعم!

 

* سیدمصطفی حسینی راد

خیلی خوشحالم از اینکه به عنوان یک روزنامه نگار می توانم این جمله را بنویسم که «مهران مدیری تمام نشده است». «مدیری»



تمام نشده و هنوز دارد به خوبی و بلکه بهتر از گذشته کار می کند، درست در شرایطی که بسیاری دیگر از هم دوره های او و حتی رقبایش به اندازه او به کارشان اهمیت نمی دهند.
به نظر من، مهمترین راز موفقیت مهران مدیری، وسواس زیاد، ذهن خلاق و ارزش فراوانی است که برای شخصیت خود و مخاطبش قایل است. همین موضوع باعث می شود که او مثل بسیاری دیگر از سازندگان برنامه های تلویزیونی، بخصوص سریالهای طنز، دست به سری دوزی و سری سازی و به اصطلاح از سر وا کردن کار، نزند.
مدیری هم البته مثل همه هنرمندان، در طول دوره فعالیتش، فراز و فرودهای زیادی داشته، اما برای خودش یک «حداقل استاندارد» را در نظر گرفته و هیچ گاه از این «حداقل» پایین تر نیامده و سقوط نکرده است.
طنزهای تلویزیونی او همواره بیشترین تعداد مخاطبان را داشته و ویژگی بارز آن این بوده که هم مخاطب عام و هم مخاطب خاص را راضی کرده است.
این کارگردان و نویسنده باسابقه طنزهای تلویزیونی به خوبی این واقعیت را درک کرده که تا زمانی که «متن» خوب در اختیار نباشد، امکان ساختن یک کار قوی به هیچ وجه وجود ندارد. بنابراین، چه زمانی که خودش متن هایش را نوشته و چه زمانی که این کار را به دیگران واگذار کرده، وسواس فراوان او باعث تولید بهترین مواد اولیه برای یک طنز تلویزیونی شده است.
اصولاً در همه کارهای سینمایی و تلویزیونی و حتی در تئاتر، زمانی که یک کارگردان به سراغ یک فیلمنامه یا نمایشنامه می رود؛ یا کارگردان زیر سایه متن گم می شود، یا متن در کار خوب کارگردان حل می شود و یا اینکه تعادلی بین این دو به وجود می آید. مهران مدیری کارگردانی است که حتی وقتی بهترین نوشته ها را در اختیار دارد، باز هم توانایی فراوانش در کارگردانی، باعث می شود به قول معروف کار را از خود کند و حتی دخل و تصرفهایی که در متن به هنگام اجرا انجام می دهد باعث می شود که در مجموع، شما شاهد اثری با امضای «مهران مدیری» باشید که ویژگیهای منحصر به فردی نسبت به سایر طنزهای تلویزیونی دارد.
«مرد هزار چهره»، آخرین طنز تلویزیونی مهران مدیری هم کاری برآمده از همه این ویژگیها بود. اگر بازی خوب بازیگران، موسیقی متن هماهنگ، طراحی صحنه، دکور و لباس خوب و دست آخر بازی خوب خود مدیری را هم به ویژگیهای قبلی اضافه کنیم، طبیعی است که با یک طنز تلویزیونی شسته و رفته و مقبول مواجه می شویم.
مدیری و نویسندگانش به هیچ وجه در «مرد هزار چهره» به دنبال ارائه یک طنز تخت و یک سویه که فقط به دنبال خنداندن مخاطب باشد، نیستند. در حقیقت «مرد هزار چهره» علاوه بر لایه رویین خود، دارای لایه های دوم و سوم معنایی هم هست که مخاطبان مختلف و متفاوت تلویزیون به فراخور میزان اطلاعات خود از آن بهره مند می شوند.
مدیری و نویسندگانش با ظرافت تمام، تلاش می کنند در کارشان نقبی به مسایل و مشکلات فرهنگی جامعه بزنند و با نقد ناهنجاریهای اجتماعی، فرهنگی و حتی اداری، سویه تازه ای از این مشکلات را مطرح و در مقابل چشم مخاطبان پرتعداد رسانه ملی قرار دهند.
«مرد هزار چهره» اثری است که بین واقعیت و فانتزی معلق است و همین ویژگی دست سازنده اثر را برای گسترش داستان و ورود به بسیاری عرصه های ممنوع، باز می گذارد. به نظر من، همین که مدیری توانسته است با ظرافت تمام، سر به سر نیروی انتظامی بگذارد، امکانات لازم را از این نهاد بگیرد و به شکل زیبایی به نقد عملکرد آن هم بپردازد، خود شاهکاری است که از هر کسی برنمی آید.
شوخی کردن و سر به سر گذاشتن با شعرا و هنرمندان که صدایشان خیلی به جایی نمی رسد اگرچه با لطافت کار مدیری دیدنی بود، اما مطمئناً یکی از مهمترین و درخشانترین بخشهای کار او در «مرد هزار چهره» به فصل مربوط به «سرهنگ غفاری» و کلانتری و محله او برمی گردد که تقریباً به این شکل در تلویزیون تا به حال سابقه نداشته است.
مدیری بدون اینکه نگاه توهین آمیزی نسبت به نیروی انتظامی، پزشکان، شعرا و... داشته باشد، با بزرگ کردن پاره ای از ناهنجاریهای موجود در عملکرد آنها و نگاه طنزآمیز به آن، تلاش می کند اولین قدم را برای برطرف کردن این ناهنجاریها بردارد و این کاری ارزشمند است.
نقد ناهنجاریهای موجود در نظام اداری و بروکراسی حاکم که البته از سالیان گذشته هم در کارهای مدیری دیده می شد در «مرد هزار چهره» هم جایگاه خاصی دارد. اوج فانتزی در «مرد هزار چهره» هم مربوط به فصل تشکیلات مافیایی «قزاقه مندیان» بود که با اجرای بسیار خوب، دکور و صحنه زیبا و زحمت زیاد برای فراهم کردن امکانات لازم به یکی از بخشهای جذاب این مجموعه تلویزیونی تبدیل شده بود.
فلاش فورواردها و نماهای مربوط به برگزاری دادگاه در خلال قسمتهای مختلف مجموعه که از اولین قسمت شروع شد هم، ابتکاری بود که در آخرین ساخته مهران مدیری به خوبی جای گرفته بود.
«مرد هزار چهره» اگر چه در سکوت خبری و بدون هیاهو - نسبت به کارهای قبلی مدیری- ساخته شد و اگرچه شروعی طوفانی نداشت و حتی در قسمتهای اول خود دچار کندی در ریتم و روایت داستان بود، اما بزودی توانست حرکت منطقی داستان را به دست آورد و با پایانی زیبا و جذاب، در شمار کارهای خوب مدیری در پرونده اش ثبت شود.
دیالوگهای پایانی دادگاه و صحبتهای «مسعود شصت چی» به خصوص آنجا که در جواب قاضی که پرسید: «آخرین دفاعیات خود را بیان کنید» و «مسعود شصت چی» یا در حقیقت خود مهران مدیری گفت: «من چه دفاعی دارم؟ من بی دفاعم!» و در پایان اشک ریختن «مسعود شصت چی» یا همان «خود» مهران مدیری واقعاً زیبا، اثرگذار و به یادماندنی بود. و سکانس پایانی که بعد از شش ماه حبس، دوباره «مسعود شصت چی» را با «مهران» که حتماً همان «مهران مدیری» بود اشتباه گرفتند، پایان بسیار خوبی برای این مجموعه بود که در خاطر خواهد ماند.
مهران مدیری، این روزها و سالها به چهره شاخصی در میان سازندگان مجموعه های تلویزیونی تبدیل شده که به خوبی می تواند الگویی برای سایر سازندگان آثار تلویزیونی، بخصوص در حیطه طنز باشد.
مهمترین درسی که می توان از کار او گرفت، دقت، وسواس و ارزش قایل شدن برای وقت و شخصیت مخاطب است.

 http://www.qudsdaily.com/archive/1387/html/1/1387-01-15/page16.html

   + نازنین - ۳:٥۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٧